الشيخ المنتظري
568
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
« قَدْ ذاقُوا حَلاوَةَ مَعْرِفَتِهِ ، وَشَرِبُوا بِالْكَأْسِ الرَّوِيَّةِ مِنْ مَحَبَّتِهِ ، وَتَمَكَّنَتْ مِنْ سُوَيْداءِ قُلُوبِهِمْ وَشِيجَةُ خِيفَتِهِ » ( حلاوت و شيرينى معرفت و شناسايى او را چشيده ، و از جام سيراب كننده اى كه مملوّ از محبّت و دوستى اوست آشاميده اند ، و رشته خوف و ترس او در عمق دلشان ريشه دوانده است . ) « قد ذاقوا حلاوة معرفته » ملائكه شيرينى معرفت خدا را چشيده اند . اين ما هستيم كه نمىتوانيم او را بشناسيم و به همين خاطر هم نمىدانيم براى چه كسى و در مقابل چه كسى ايستاده و عبادت مىكنيم ، ملائكه او را شناخته و شيرينى شناخت او را نيز چشيده اند . « و شربوا بالكأس الرّويّة من محبّته » و به وسيله كاسه پر ، از محبّتِ خداوند آشاميده اند ; « رويّة » ظاهراً به معناى « مُروية » است ، به كاسه اى كه پر و لبريز و سيراب كننده است « كأس مُروية » گفته مىشود . « و تمكّنت من سويداء قلوبهم وشيجة خيفته » ; « سويداء » مصغّر « سوداء » به معناى سياهِ كوچك است ، مقصود از آن قلب است و به اين اعتبار كه قلب مركز خونهاى سياه است به آن « سويداء » گفته شده است ; « سويداء قلوبهم » كنايه از اعماق قلب است . « وشيجة » به معناى به هم بافته شده است ; اگر بتوانيم به درون يك درخت يا بدن انسان نگاه كنيم يك شبكه به هم بافته شده از رگهاى مختلف مىبينيم ، به اين رگهاى به هم بافته شده « وشيجة » گفته مىشود كه بعداً به مطلق رابطه « وشيجة » گفته اند . « خيفة » به معناى ترس است . معناى جمله چنين است كه : شبكه ترس از خداوند اعماق قلبهاى آنها را فرا گرفته است . والسّلام عليكم و رحمة الله و بركاته